الشيخ ناصر مكارم الشيرازي

30

كتاب النكاح ( فارسى )

مسأله در روايات اهل سنّت آمده است كه به اين متعهء حج مىگويند ، يعنى حجّى كه عمرهء آن قبل است و بين آن عمره و خود حج فاصله‌اى است كه مُحل شده و همه چيز براى او حلال شده است . 2 - متعه به نفع مردان است يا زنان ؟ به نفع هر دو است چون عقد يك طرفى نيست و با زنانى متعه مىكنند كه شوهر ندارند و نياز به شوهر دارند ، پس همان گونه كه عقد موقّت نياز مرد را بر طرف مىكند ، مشكل زنى را هم كه نياز به شوهر دارد بر طرف مىكند . مسألة 1 : النكاح المنقطع كالدائم فى أنّه يحتاج إلى عقد مشتمل على ايجاب و قبول لفظيين و أنّه لا يكفي فيه مجرّد الرضا القلبى من الطرفين و لا المعاطات و لا الكتابة و لا الاشارة و في غير ذلك كما فُصّل ذلك كلّه ( در عقد دائم ) عنوان مسأله : برنامه‌هايى كه در ايجاب و قبول عقد دائم بود ( 18 مسأله ) در اينجا هم هست چرا كه اين دو عقد به هم شبيه هستند . اركان عقد موقّت : عقد موقّت داراى چهار ركن است : 1 - صيغه ، 2 - محلّ ( زوجين واجدين للشرائط ) ، 3 - أجَل ( مدّت ) ، 4 - مَهر . اگر اين اركان اربعه مخدوش شود ، عقد موقّت مخدوش مىشود . همان طورى كه در بحث‌هاى سابق گفتيم بايد لفظ صريح باشد و ظهورش نوعى و يا عرفى باشد چون بعضى معتقدند كه عقد موقّت قبل از اسلام هم بوده است و اسلام ابداع كنندهء عقد موقّت نيست و اسلام براى آن شرايطى قرار داده است ، پس بايد يا با الفاظ عرفى و يا با الفاظى كه در شرع گفته شده عقد جارى شود . در مورد عربيّت ، بايد گفت كه اگر قادر بر عربيّت باشد احوط عربيّت است و اگر قادر نباشند با زبان ديگر مىتوانند انشاى عقد كنند . ادلّه : 1 - اجماع : اين مسأله اجماعى است و مرحوم صاحب جواهر مىفرمايد : اجماعاً بقسميه . و اگر نبود اين اجماع جاى چانه زدن در مورد كتابت بود ، چرا كه يكى از طرق انشا كتابت است . در زمان گذشته عقدنامه و بيع نامه‌هاى كتبى كمرنگ بود و همه چيز با الفاظ انجام مىگرفت . آيهء 282 سورهء بقره در مورد كتابت است ، ولى كتابت به عنوان انشاى عقد نيست ، بلكه شبيه شهود است يعنى مىنوشتند تا طرف انكار نكند . پس در سابق كمتر معمول بوده است حتّى در جاهايى كه مبايعه‌نامه را مىنوشتند قيد مىكردند كه صيغهء لفظى عقد هم جارى شد . امروزه انشاى كتابت بر انشاى لفظى پيشى گرفته و معاملات مهم را با انشاى لفظى انجام نمىدهند و تا كتابت نباشد قراردادها باد هواست و فقط معاملات جزئى را با الفاظ انجام مىدهند ، پس انشاى لفظى فرع شده است و گاهى فرع هم نيست و حتماً بايد كتابت باشد و به تنهايى مورد قبول نيست . حال اگر اين اجماعى كه جلوى ما را گرفته است نبود ما اجازه مىداديم كه در باب نكاح انشاى عقد به كتابت باشد ، همان گونه كه در بيع اجازه داده‌ايم . 2 - ويژگى نكاح : نكاح از عبادات است ، نه اين كه قصد قربت مىخواهد ، يعنى توقيفى است و آن قدر شارع به آن قيد و شرط زده كه مثل صلاة و صوم توقيفى شده است و ديگر يك امر عرفى و عادى نيست بنابراين برخورد بزرگان با نكاح غير از برخورد آنها با بيع و اجاره است و اينها جلوى ما را گرفته است ؛ اگر اين موارد نبود در نكاح هم كتابت را جايز مىدانستيم كما اين كه امروزه خيلى از ازدواجها و طلاقها در محيطهاى غير اسلام به كتابت است و در دفترخانه امضا مىكنند . 18 ادامهء مسألهء 1 . . . . . 21 / 7 / 82 توضيح ذلك : كتابت در زمان گذشته و حال فرق واضحى دارد . در زمان‌هاى گذشته الفاظ و انشاى لفظى اصل و كتابت فرع بود و حتّى كتابت به عنوان شاهد براى اصل عقد محسوب مىشد ، و علّت آن اين بود كه اكثر مردم خواندن و نوشتن را نمىدانستند ؛ ولى بعدها وقتى اكثر مردم توان خواندن و نوشتن پيدا كردند انشاى لفظى فرع شده و اكثر عقود به كتابت انجام مىشد ، به طورى كه دفاتر اسناد رسمى تأسيس شد و امضا جاى انشا را